X
تبلیغات
از زمین تا اسمون

از زمین تا اسمون

 

خدایا


گاهی تو را بزرگ می بینم و گاهی کوچک


این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک


این منم که گاهی نزدیک می شوم وگاه دور...

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

ما را بیابید!

پلاک زخمی تان را بر گردن گم‏شدگان رمل‏ های داغ گناه بیندازید؛

شاید پیدا شویم!

شاید بوی خون به ناحق ریخته شما، ما را به سوی حق بکشاند؛

شاید فکه،

نامی شود که رازهای مگو را به ما بیاموزد.

ما را صدا کنید؛

با گلوی زخمی و لب‏های خشکیده‏ تان!

ما را به شلمچه بخوانید تا بیاموزیم عشق را،

زندگی را و مرگ را.

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

 

 

دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!!

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!!!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!!!

جبهه بوی ایمان می‌داد و اینجا ایمانمان بو میدهد!!!

 


+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

من ممکن است نتوانم تاریکی را از میان ببرم

 ولی با روشنایی شمعی کوچک فرق بین ظلمت

 و نور و حق و باطل را نشان می دهم

و کسی که به دنبال نور است این نور هر چقدر که

کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود.

استاد شهید، دکتر مصطفی چمران

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد:

من بيماران را معالجه كردم و آنان را شفا دادم كور مادرزاد و مرض پيسى را به اذن خدا مداوا نموده و

مردگان را زنده كردم ولى آدم احمق را نتوانستم اصلاح و معالجه كنم .

پرسيدند: يا روح الله ! احمق كيست ؟

فرمود: شخصى خودپسند و خودخواه است كه هر فضيلت و امتيازى را از آن خود مى داند و هر گونه

حق را در همه جا به خود نسبت مى دهد و براى ديگران هيچ گونه احترامى قائل نمى شود و اين

گونه آدم احمق هرگز قابل مداوا و اصلاح نيست بحار: ج 72، ص 320

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

شیخ رجبعلی خیاط می گفت: در مسجد تهران، شبها می نشستم و حمد و سوره مردم را

درست می کردم، شبی دو بچه با هم دعوا مبکردند، یکی از آنها که مغلوب شد، برای اینکه

کتک نخورد؛ آمد پهلویمن نشست. من از فرصت استفاده کردم، حمد و سوره اش را پرسیدم و

 این کار آن شب همه وقت من را گرفت.

شب بعد درویشی نزد من آمد و گفت: من علم کیمیا، سیمیا، هیمیا و لیمیا دارم، آمده ام به

شما بدهم، مشروط به اینکه ثواب کار دیشب خود را به من بدهی!

به او پاسخ دادم: نه! اگر اینها به درد می خورد به من نمی دادی!!!

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

در کتاب اصول کافی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند :«در قبر از میت پنج چیز سؤال

می شود:نماز ، زکات ، حج ، روزه و از دوستی با ما اهل بیت (علیهم السلام) ؛ پس ولایت و

دوستی ما در قبر به آن چهار چیز می گوید : اگر در شما نقصی می باشد بر من است که شما

 را تمام و جبران کنم.»

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |