|
یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.هنوزتصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود. سعیدش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخوربود...کاش می آمد... خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میكرد كه حتما بیایند. اگر نیایید دلخور میشوم. تدارك هم دیده بود. خوبی این تالار این است که کاری ندارند مجلس مختلط باشد یا جدا.
که نه به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم.
این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.
سر در تالار نوشته بودند: ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع! دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارك ولی
ای كاش كاری میكردی تا من هم می توانستم بیام.... مگر میشود شب عروسی دختر پدر نیاید. من آمدم اما.. و برای خوشبختی دخترک دعا کرد....
كه هستي.ما كه روزي مان را از سفره تو مي بريم و مي خوريم، با شيطان مي پريم و مي گرديم.ميدانم گناه هم كه ميكنيم، باز دلت نمي آيد نيمه شب در نماز دعايمان نكني! اما شما خوب يادمان ميكني.سيدابن طاووس مگر نمي گفت كه در سرداب مقدس دعا ميكردي: ربّنا شيعتنا منّا... مي گذرانيم،بدا به حال ما...
ما را بیابید! پلاک زخمی تان را بر گردن گمشدگان رمل های داغ گناه بیندازید؛ شاید پیدا شویم! شاید بوی خون به ناحق ریخته شما، ما را به سوی حق بکشاند؛ شاید فکه، نامی شود که رازهای مگو را به ما بیاموزد. ما را صدا کنید؛ با گلوی زخمی و لبهای خشکیده تان! ما را به شلمچه بخوانید تا بیاموزیم عشق را، زندگی را و مرگ را.
دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!!
من ممکن است نتوانم تاریکی را از میان ببرم ولی با روشنایی شمعی کوچک فرق بین ظلمت و نور و حق و باطل را نشان می دهم و کسی که به دنبال نور است این نور هر چقدر که کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود. استاد شهید، دکتر مصطفی چمران
حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد: من بيماران را معالجه كردم و آنان را شفا دادم كور مادرزاد و مرض پيسى را به اذن خدا مداوا نموده و مردگان را زنده كردم ولى آدم احمق را نتوانستم اصلاح و معالجه كنم . پرسيدند: يا روح الله ! احمق كيست ؟ فرمود: شخصى خودپسند و خودخواه است كه هر فضيلت و امتيازى را از آن خود مى داند و هر گونه حق را در همه جا به خود نسبت مى دهد و براى ديگران هيچ گونه احترامى قائل نمى شود و اين گونه آدم احمق هرگز قابل مداوا و اصلاح نيست بحار: ج 72، ص 320
شیخ رجبعلی خیاط می گفت: در مسجد تهران، شبها می نشستم و حمد و سوره مردم را درست می کردم، شبی دو بچه با هم دعوا مبکردند، یکی از آنها که مغلوب شد، برای اینکه کتک نخورد؛ آمد پهلویمن نشست. من از فرصت استفاده کردم، حمد و سوره اش را پرسیدم و این کار آن شب همه وقت من را گرفت.
شب بعد درویشی نزد من آمد و گفت: من علم کیمیا، سیمیا، هیمیا و لیمیا دارم، آمده ام به شما بدهم، مشروط به اینکه ثواب کار دیشب خود را به من بدهی! به او پاسخ دادم: نه! اگر اینها به درد می خورد به من نمی دادی!!!
در کتاب اصول کافی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند :«در قبر از میت پنج چیز سؤال می شود:نماز ، زکات ، حج ، روزه و از دوستی با ما اهل بیت (علیهم السلام) ؛ پس ولایت و دوستی ما در قبر به آن چهار چیز می گوید : اگر در شما نقصی می باشد بر من است که شما را تمام و جبران کنم.»
انان که به من بدی کردند مرا هوشیار کردند انان که از من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگی اموختند انان که به من بی اعتنایی کردند به من صبر و تحمل اموختند انان که به من خوبی کردند به من عهد و وفا اموختند پس خدایا به همه ی اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند خیر و نیکی دنیا و اخرت عطا بفرما دکتر چمران
|
درباره وبلاگ![]()
تـقصیـــر مـن اسـت اینـکه ،
1/20/2013 - 2/18/2013 11/21/2012 - 12/20/2012 6/21/2012 - 7/21/2012 6/22/2011 - 7/22/2011 5/22/2011 - 6/21/2011 4/21/2011 - 5/21/2011 پیوندها
پایگاه اینترنتی امام مهدی عج |