X
تبلیغات
از زمین تا اسمون

از زمین تا اسمون

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.هنوزتصمیم نگرفته بود

 

چه کسانی را دعوت کند.لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود.



برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند.از اینكه دایی

 

سعیدش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخوربود...کاش می آمد...



خیلی از كارت ها مخصوص بودند.مثلا فلان دوست و فلان رئیس...

 

خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میكرد كه حتما بیایند.

 

اگر نیایید دلخور میشوم.


دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد.همه باشند و خوش بگذرانند.

 

تدارك هم دیده بود.

" ارگ و دیگر ابزارها"حتما باید باشند،خوش نمی گذرد بدون آنها.



شیشه های مشروب را سفارش داده ام خدا کند تا فردا آماده شوند.



بهترین تالار شهر را آذین بسته ام.

 

خوبی این تالار این است که کاری ندارند مجلس مختلط

 باشد یا جدا.چند تا ازدوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود.

آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود.


همان شبی که هزار شب نمیشود.

همان شبی که همه به هم محرمند.

همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمامی مردان داخل تالار

 

که نه به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در

 فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم.

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست.آهان یادم آمد.

 

این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید.



همان شبی که داماد هم آرایش میکند.


همه و همه آمدند حتی دایی سعید و....



اما...

کاش امام زمانمان"عج" بود.حق پدری دارد بر ما...


مگر میشوداو نباشد؟


عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود،اما آقا آمده بود.به تالار كه رسید

 

 سر در تالار نوشته بودند:

ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع!
 
 
 
دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارك ولی

 

ای كاش 

كاری میكردی تا من هم می توانستم بیام....

مگر میشود شب عروسی دختر پدر نیاید.

من آمدم اما..

گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت

 و برای خوشبختی

دخترک دعا کرد....   


 خاك بر سرمان شود آقا تو كه جان جهاني...چه ظالمانه يادمان ميرود

كه هستي.ما كه روزي مان را از سفره تو مي بريم و مي خوريم،

با شيطان مي پريم و مي گرديم.ميدانم گناه هم كه ميكنيم،

باز دلت نمي آيد نيمه شب در نماز دعايمان نكني!

ما حواسمان پرت است كه فراموش ميكنيم شما را.

 اما شما خوب يادمان ميكني.سيدابن طاووس مگر نمي گفت كه در

سرداب مقدس دعا ميكردي: ربّنا شيعتنا منّا...

بدا به حال ما!ما بهترين مصداق نامردمانيم....بدا به حال ما....

آن شب هايمان را كه بي حضور تو حتي بي حضور دل راضي ات

مي گذرانيم،بدا به حال ما...

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

ما را بیابید!

پلاک زخمی تان را بر گردن گم‏شدگان رمل‏ های داغ گناه بیندازید؛

شاید پیدا شویم!

شاید بوی خون به ناحق ریخته شما، ما را به سوی حق بکشاند؛

شاید فکه،

نامی شود که رازهای مگو را به ما بیاموزد.

ما را صدا کنید؛

با گلوی زخمی و لب‏های خشکیده‏ تان!

ما را به شلمچه بخوانید تا بیاموزیم عشق را،

زندگی را و مرگ را.

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

 

 

دیروز از هر چه بود گذشتیم و امروز از هر چه بودیم!!!

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز!!!

دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان گم نشود!!!

جبهه بوی ایمان می‌داد و اینجا ایمانمان بو میدهد!!!

 


+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

من ممکن است نتوانم تاریکی را از میان ببرم

 ولی با روشنایی شمعی کوچک فرق بین ظلمت

 و نور و حق و باطل را نشان می دهم

و کسی که به دنبال نور است این نور هر چقدر که

کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود.

استاد شهید، دکتر مصطفی چمران

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

 

 

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد:

من بيماران را معالجه كردم و آنان را شفا دادم كور مادرزاد و مرض پيسى را به اذن خدا مداوا نموده و

مردگان را زنده كردم ولى آدم احمق را نتوانستم اصلاح و معالجه كنم .

پرسيدند: يا روح الله ! احمق كيست ؟

فرمود: شخصى خودپسند و خودخواه است كه هر فضيلت و امتيازى را از آن خود مى داند و هر گونه

حق را در همه جا به خود نسبت مى دهد و براى ديگران هيچ گونه احترامى قائل نمى شود و اين

گونه آدم احمق هرگز قابل مداوا و اصلاح نيست بحار: ج 72، ص 320

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

شیخ رجبعلی خیاط می گفت: در مسجد تهران، شبها می نشستم و حمد و سوره مردم را

درست می کردم، شبی دو بچه با هم دعوا مبکردند، یکی از آنها که مغلوب شد، برای اینکه

کتک نخورد؛ آمد پهلویمن نشست. من از فرصت استفاده کردم، حمد و سوره اش را پرسیدم و

 این کار آن شب همه وقت من را گرفت.

شب بعد درویشی نزد من آمد و گفت: من علم کیمیا، سیمیا، هیمیا و لیمیا دارم، آمده ام به

شما بدهم، مشروط به اینکه ثواب کار دیشب خود را به من بدهی!

به او پاسخ دادم: نه! اگر اینها به درد می خورد به من نمی دادی!!!

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

 

در کتاب اصول کافی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند :«در قبر از میت پنج چیز سؤال

می شود:نماز ، زکات ، حج ، روزه و از دوستی با ما اهل بیت (علیهم السلام) ؛ پس ولایت و

دوستی ما در قبر به آن چهار چیز می گوید : اگر در شما نقصی می باشد بر من است که شما

 را تمام و جبران کنم.»

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |

انان که به من بدی کردند مرا هوشیار کردند

انان که از من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگی اموختند

انان که به من بی اعتنایی کردند به من صبر و تحمل اموختند

انان که به من خوبی کردند به من عهد و وفا اموختند

پس خدایا به همه ی اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند

خیر و نیکی دنیا و اخرت عطا بفرما

دکتر چمران

 

+نوشته شده در ساعتتوسط دختر خاک | |